تبليغاتX
فریاد بی صدا
این وبلاگ رو تقدیم میکنم به همه آنهایی که در مسیر سخت زندگی قدردان همسفر خود هستند

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 15:26  توسط عسل | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 14:46  توسط عسل | 
وفارو باید از ماهی یاد بگیریم چون وقتی از آب جدا میشه میمیره نه از زنبورعسل که وقتی از گلی خسته میشه میره سراغ یه گل جدیدی

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 0:4  توسط عسل | 

عید غدیر رو به همتون تبریک میگم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 22:29  توسط عسل | 

این شعرو خواهرم گفته خیلی قشنگه

وبلاگشم تو پیوندا گذاشتم به اسم ورود پسرا ممنوع برید نگاه کنید باحاله



امشب شب آخره که به انتظارت می شینم

رفتی که رفتی میدونم باز چشم به راهت میشینم

امشب میخوام عکس تو رو از توی قلبم بچینم

دلم نمیخواد چشاتو باز توی خوابم ببینم

امشب میخوام دوباره باز یکم واست دعا کنم

نه واسه این که رفتی و هی التماست بکنم

امشب میخوام قصه بگم برای قلب بی تابم

نمیدونم چرا چشام بعد تو خیلی بی خوابن

امشب شبه آخر که اشکامو من نذر میکنم

واسه پشیمون شدنت بازم یکم صبر میکنم

امشب شب آخره که دلم واست بازم گرفت

ای بی وفا جای تورو هیچکی تو قلبم نگرفت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 0:3  توسط عسل | 
بزار یواش شروع کنم
سلام گلم هم نفسم
آرزوهام راضی شدن
دیگه بهت نمی رسن
گفتم چیا گفتی بهم
گفتی که آینده داری
دنیا همش عاشقی نیست
گریه داره خنده داره
گفتم که گفتی من باشم
به لحظه هات نمیرسی
به قول دل شاید دلت
گرو باشه پیش کسی
خلاصه گفتم که چشات
قصد رسیدن نداره
ما که بهم نمی رسیم
رقیبمو نزار بره
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 23:46  توسط عسل | 

نظر یادتون نره......

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 1:16  توسط عسل | 

دل من یه روز به دریا زد و رفت

پشت پا به رسم دنیا زد و رفت

زنده ها خیلی براش کهنه بودن

خودشو تو مرده ها زد و رفت

هوای تازه دلش می خواست ولی

آخرش تو غبارا زد و رفت

دنبال کلید خوشبختی می گشت

خوشم قفلی رو قفلا زد و رفت

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 1:15  توسط عسل | 

زندگی سوختن و ساختن است

زندگی تا ابد تجربه اندوختن است

زندگی کهنه غماری ست غمار

این چه غماری ست که همیشه باختن است

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 1:6  توسط عسل | 

موج اگر می دانست ساحل

دستش را نمی گیرد هرگز

برای رسیدن به آن نفس

نفس نمی زد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 1:1  توسط عسل | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من عسل هستم
اینا حرفهای دله منه
واسم احساس های پاکتون رو تو نظرات بنویسین

نوشته های پیشین
دی 1387
آذر 1387
پیوندها
ورود پسرا ممنوع
من بی تو
لینکدونی
هدف ما پیشرفت رپ فارس است
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM